پیشینه: دریای سرخ از شاهراه تجارت تا میدان درگیری

دریای سرخ از دیرباز یکی از حیاتی‌ترین شاهراه‌های تجاری جهان بوده است. کانال سوئز که این دریا را به مدیترانه وصل می‌کند، سالانه حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از کل تجارت دریایی جهان را از خود عبور می‌دهد. از آذر ماه ۱۴۰۲ (نوامبر ۲۰۲۳)، پس از آغاز جنگ غزه، حوثی‌ها با حملات موشکی و پهپادی به کشتی‌های تجاری، این مسیر را به یکی از ناامن‌ترین آبراه‌های جهان تبدیل کردند.

بر اساس داده‌های سازمان تجارت و توسعه ملل متحد (آنکتاد)، ترانزیت از تنگه باب‌المندب — دروازه جنوبی دریای سرخ — تا اوایل ۲۰۲۴ نسبت به سطح پایه خود بیش از ۷۰ درصد کاهش یافت. شرکت‌های بزرگ کشتیرانی نظیر Maersk، MSC و CMA CGM ناچار شدند مسیر خود را از اروپا به آسیا از طریق دماغه امید نیک در جنوب آفریقا دور بزنند؛ مسیری که ۱۰ روز بیشتر طول می‌کشد و میلیون‌ها دلار هزینه سوخت و بهره‌برداری اضافی بر دوش صنعت کشتیرانی می‌گذارد.

«ما تمامی حرکات دشمن را به عنوان اهداف نظامی مشروع برای نیروهای مسلح خود تلقی می‌کنیم.»
— بیانیه رسمی نیروهای مسلح حوثی، ۸ ژوئن ۲۰۲۶

تاثیر ممنوعیت جدید بر بازارهای انرژی

نفت: آسیب‌پذیری پنهان در برابر جهش قیمت

اگرچه در موج قبلی بحران (۲۰۲۳–۲۰۲۴) قیمت نفت نوسان معنی‌داری نداشت، شرایط امروز با آن دوره تفاوت ماهوی دارد. درگیری مستقیم ایران و اسرائیل — که شامل حملات موشکی متقابل در روز صدم جنگ شد — احتمال گسترش تنش به تنگه هرمز را نیز زنده کرده است. تنگه‌ای که بنا به داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از نفت تجارت‌شده جهان از آن عبور می‌کند.

کارشناسان موسسه تحقیقاتی EOS Risk Group هشدار داده‌اند که کاهش ریسک در مرحله قبلی نباید با از بین رفتن تهدید اشتباه گرفته شود. حوثی‌ها ظرفیت خود برای اجرای حملات موشکی، پهپادی و شناورهای انتحاری زیرسطحی را حفظ کرده‌اند. از سوی دیگر، بیمه جنگی برای ترانزیت از دریای سرخ همچنان در سطوح بسیار بالایی باقی مانده است.

آمار کلیدی بازار انرژی
  • ۱۲٪ از کل انتقال نفت جهان از کانال سوئز عبور می‌کند
  • حق بیمه ریسک جنگی برای ترانزیت از دریای سرخ تا ۰.۴٪ ارزش کشتی در هر عبور افزایش یافته
  • عملاً هیچ کشتی حامل گاز طبیعی مایع (LNG) از کانال سوئز عبور نمی‌کند — این امر مستقیماً قیمت انرژی در اروپا را تحت فشار قرار می‌دهد
  • درآمد کانال سوئز معادل ۲٪ از تولید ناخالص داخلی مصر است که از بحران ۲۰۲۳ به شدت آسیب دیده

گاز طبیعی مایع و آسیب‌پذیری اروپا

یکی از ابعاد نادیده‌گرفته‌شده این بحران، اثر آن بر بازار گاز اروپاست. سازمان آنکتاد گزارش داده که در اوج اختلالات، عملاً هیچ نفتکش LNG از کانال سوئز عبور نمی‌کرد؛ این یعنی گاز قطری و استرالیایی که به اروپا می‌رفت باید مسیر بسیار طولانی‌تری طی می‌کرد. با توجه به اینکه اروپا در سال‌های اخیر وابستگی قابل توجهی به واردات گاز مایع برای جبران قطع گاز روسیه ایجاد کرده، این اختلال می‌تواند در فصل زمستان آینده به مشکل جدی تبدیل شود.

پیامدهای زنجیره تامین جهانی

اختلال در دریای سرخ تنها به انرژی محدود نمی‌شود. شرکت ING بانک تخمین زده که مسیر دور آفریقا در حال حاضر حدود ۶ درصد از ظرفیت کل ناوگان تجاری جهان را صرف مسافت اضافی می‌کند. این به معنای کاهش موثر ظرفیت جهانی حمل‌ونقل است، نه صرفاً افزایش هزینه.

تحقیق اقتصاددانان شبکه تحقیقاتی CEPR نشان می‌دهد که در سناریوی اختلال طولانی‌مدت، رشد صادرات منطقه یورو می‌تواند ۱.۶ واحد درصد در سال کاهش یابد. جالب آنکه تاثیر تورمی مستقیم محدود است — چرا که هزینه‌های حمل‌ونقل سهم کوچکی از هزینه کل تولید را تشکیل می‌دهند — اما اثرات ثانویه بر صنایع حساس به زمان مانند خودروسازی، الکترونیک و کشاورزی قابل توجه است.

نکته تحلیلی

بر اساس تحلیل موسسه Discovery Alert، حوثی‌ها برای اخلال در تجارت جهانی نیازی به بستن دائمی دریای سرخ نداشتند؛ کافی بود آن را «غیرقابل اعتماد» کنند. بازسازی شبکه‌های کشتیرانی هزینه‌ای دارد که حتی پس از رفع تهدید، شرکت‌ها انگیزه کمی برای بازگشت به مسیر قبلی خواهند داشت. این رفتار انطباقی دائمی، اثری ساختاری بر اقتصاد جهانی می‌گذارد.

ابعاد ژئوپلیتیک: جنگ در روز صدم

اعلامیه حوثی‌ها در بحبوحه‌ای صادر شد که ایران و اسرائیل برای صدمین روز متوالی درگیر بودند. پس از حملات هوایی اسرائیل به جنوب بیروت، ایران با موشک‌های بالستیک پاسخ داد. صبح دوشنبه، اسرائیل مجتمع پتروشیمی ایران را هدف قرار داد و سپاه پاسداران ادعا کرد دو پایگاه اسرائیلی را هدف گرفته است.

این تصعید همزمان سه ریسک جداگانه را در بازارها فعال می‌کند: نخست، احتمال درگیری مستقیم در تنگه هرمز که بسیار فراتر از دریای سرخ اهمیت دارد؛ دوم، بی‌ثباتی سیاسی در منطقه‌ای که عرضه نفت جهان به آن متکی است؛ و سوم، تضعیف بیشتر اقتصاد مصر که درآمد کانال سوئز ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل می‌دهد.

تاثیر بر ایران، عربستان و رقابت نفتی

یکی از پیامدهای اقتصادی قابل توجه اختلال در دریای سرخ، تغییر معادلات رقابت نفتی است. نفت عربستان سعودی با مقصد هند و چین نیازی به عبور از کانال سوئز ندارد. به همین ترتیب، ایران که به چین نفت می‌فروشد از این اختلال آسیب نمی‌بیند، بلکه نسبت به نفت روسیه که باید مسیر بلندتری را طی کند، رقابتی‌تر می‌شود.

در مقابل، اروپا که بزرگ‌ترین خریدار کالاهای صادراتی آسیا از مسیر سوئز است، بیشترین آسیب را می‌بیند. این وضع عملاً باعث می‌شود اروپا برای تامین انرژی، فشار بیشتری بر عرضه‌کنندگان جایگزین مانند نروژ، آمریکا و آفریقای غربی وارد کند و شاید قیمت‌های بالاتری نیز بپذیرد.

جمع‌بندی و توصیه‌های سرمایه‌گذاری

ممنوعیت تازه حوثی‌ها در دریای سرخ، بخش دیگری از پازل پیچیده ژئوپلیتیک خاورمیانه است که اقتصاد جهانی را مستقیماً تحت تاثیر می‌گذارد. اگرچه کانال‌های مستقیم تاثیر تورمی محدود است، اثرات ثانویه بر ظرفیت ناوگان، هزینه بیمه، امنیت انرژی اروپا و پایداری زنجیره تامین صنایع حساس قابل توجه و پایدار است. بازگشت سریع به وضعیت عادی منتفی به نظر می‌رسد؛ شرکت‌های کشتیرانی که بار دیگر شروع به آزمون مسیر سوئز کرده بودند، اکنون با ریسک «اختلال مضاعف» مواجه‌اند.

برای سرمایه‌گذاران، این وضعیت چند دلالت دارد: شرکت‌های کشتیرانی مسیر آفریقا (دماغه امید نیک) از تقاضای پایدار بهره می‌برند؛ سهام شرکت‌های بیمه دریایی و ریسک جنگی ممکن است جذابیت پیدا کند؛ نفت و LNG با منشاء خلیج فارس و آمریکای شمالی برای خریداران اروپایی اهمیت استراتژیک بیشتری پیدا خواهند کرد؛ و در نهایت، هرگونه نشانه تنش در تنگه هرمز باید به عنوان ریسک سطح یک در نظر گرفته شود — نه رویدادی دنباله‌روی از اختلالات دریای سرخ، بلکه تهدیدی در مرتبه‌ای کاملاً متفاوت.