در پی تهاجم اسرائیل و آمریکا و پاسخ متقابل تهران، انتظار می‌رود بهای نفت با شوک های قابل توجهی روبه‌رو شود. کارشناسان معتقدند هر قدر دامنه تنش‌ها بیشتر به سمت تنگه هرمز کشیده شود، به همان اندازه بازار متحمل شوک بیشتری خواهد شد.

بازار جهانی طلای سیاه بامداد روز شنبه ۲۸ فوریه با یکی از سنگین‌ترین شوک‌های ژئوپلیتیک سال‌های اخیر مواجه شد. حمله نظامی اسرائیل به تهران و شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، معادلات امنیت انرژی را به‌طور ناگهانی وارد فاز بحران کرد و کارشناسان احتمال افزایش مدوام قیمت‌ها را می دهند. انتظار می‌رود واکنش اولیه بازارها این باشد که معامله‌گران، پیش از هرگونه ارزیابی دقیق از خسارات میدانی، سناریوی اختلال در عرضه نفت خاورمیانه را در قیمت‌ها لحاظ کنند.

 نفت همواره به تحولات ژئوپلیتیک حساس بوده، اما زمانی که پای درگیری مستقیم میان بازیگران کلیدی منطقه‌ای به میان می‌آید، این حساسیت به جهش‌های چند ده دلاری تبدیل می‌شود. ایران نه به عنوان یکی از تولیدکنندگان تاثیرگذار اوپک بلکه به‌عنوان بازیگری اثرگذار در امنیت تنگه هرمز، نقشی فراتر از سهم رسمی خود در صادرات نفت دارد. از همین رو، هرگونه تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی، پایانه‌های صادراتی یا مسیرهای ترانزیتی، بلافاصله در قالب «حق بیمه ریسک جنگ» در قیمت‌ها منعکس می‌شود. بهای شاخص برنت در روز جمعه ۱۷ فوریه (روز قبل از شروع جنگ) با رشد ۳.5درصد به ۷۳.4دلار در هر بشکه یعنی بالاترین حد از ژوئن ۲۰۲۵ رسید.

تنگه هرمز؛ مسیر ۵۰۰ میلیارد دلاری نفت

نخستین نگرانی بازار، امنیت تنگه هرمز است. مسیری که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند روزانه تا ۱۵ میلیون بشکه نفت را از چرخه تجارت جهانی خارج کند. تجربه‌های گذشته، نشان داده که حتی تهدید غیرمستقیم به انسداد این گذرگاه می‌تواند قیمت‌ها را به سرعت متلاطم کند.

اکنون با حمله مستقیم به تهران، و واکنش متقابل ایران باعث شوک به بازار انرژی می شود. واکنشی که می‌تواند دامنه درگیری را در آب های خلیج‌فارس تشدید و بلند مدت کند. در چنین شرایطی، بازار نه‌تنها ریسک کاهش صادرات ایران، بلکه احتمال اختلال در صادرات عربستان، امارات، کویت و عراق را نیز در نظر می‌گیرد. هرگونه ناامنی در مسیر کشتیرانی یا افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، عملا عرضه موثر را کاهش می‌دهد.

حتی اگر تولید فیزیکی تغییر محسوسی نکند. احتمال گسترش درگیری‌ها در منطقه، پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک را به‌طور محسوسی افزایش می دهد. برخی برآوردها حاکی است که بین ۸ تا ۱۰ دلار از قیمت فعلی هر بشکه نفت، ناشی از همین ریسک تنش در خاورمیانه و اختلال در تنگه هرمز است. مسیری که سالانه صدها میلیارد دلار نفت و مشتقات نفتی از آن عبور می‌کند.

از شوک روانی تا کمبود واقعی تولید نفت

واکنش به بازار نفت بیش از آنکه ناشی از کاهش بالفعل عرضه باشد، ریشه در «شوک انتظارات» خواهد داشت. بازارهای کالایی، به‌ویژه نفت، بر مبنای انتظارات آینده قیمت‌گذاری می‌شوند. زمانی که احتمال درگیری گسترده افزایش می‌یابد، معامله‌گران برای پوشش ریسک، موقعیت‌های خرید خود را تقویت و این رفتار جمعی، قیمت‌ها را به سرعت بالا می‌برد. با این حال، اگر درگیری‌ها به زیرساخت‌های نفتی ایران یا تاسیسات حیاتی منطقه آسیب برساند، بازار از فاز روانی وارد فاز کمبود واقعی عرضه می شود. مرحله‌ای که می‌تواند جهش‌های چند ده دلاری را نیز توجیه کند. در صورت هدف قرار گرفتن پایانه‌های صادراتی یا پالایشگاه‌های بزرگ، ظرفیت مازاد اوپک به‌تنهایی پاسخگوی شوک نخواهد بود.

در چنین سناریویی، نگاه‌ها به ائتلاف اوپک‌پلاس دوخته می‌شود. عربستان سعودی و امارات، به عنوان دارندگان اصلی ظرفیت مازاد، احتمالا برای مهار جهش قیمت‌ها تحت فشار قرار خواهند گرفت. اما افزایش تولید، علاوه بر ملاحظات فنی، تصمیمی سیاسی است. ریاض در سال‌های اخیر نشان داده که تمایل دارد قیمت‌ها در سطوحی باقی بماند که منافع بودجه‌ای این کشور را تامین کند. از سوی دیگر، اگر درگیری ابعاد منطقه‌ای پیدا کند، حتی افزایش تولید عربستان نیز نمی‌تواند ریسک امنیتی تنگه هرمز را خنثی کند. در چنین حالتی، مساله اصلی نه میزان تولید، بلکه قابلیت انتقال امن نفت به بازارهای جهانی خواهد بود.

واکنش بازارها؛ نفت در مسیر صعود

پیش از حملات، سناریوی درگیری محدود می‌توانست حدود ۱۰ دلار به قیمت هر بشکه نفت اضافه کند. اما اکنون برآوردها جدی‌تر است. مؤسسه تحلیلی Rystad Energy پیش‌بینی می کند در صورت ادامه تنش‌ها، قیمت نفت برنت ممکن است به محدوده ۹۰ دلار برسد و اگر تنگه هرمز عملاً از دسترس خارج شود، عبور از مرز ۱۰۰ دلار دور از انتظار نخواهد بود.

بازارهای مالی برای آغاز هفته جدید معاملاتی، افزایش حدود ۹ درصدی قیمت نفت را پیش‌بینی کرده‌اند. چنین جهشی می‌تواند موج تازه‌ای از تورم را در اقتصادهای بزرگ به راه بیندازد. اقتصادهایی که هنوز از تبعات تورم سال‌های اخیر رهایی نیافته‌اند.

ایران با در اختیار داشتن حدود ۱۷۰ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده نفت، چهارمین دارنده بزرگ ذخایر نفتی جهان به شمار می‌رود. این کشور همچنین یکی از تولیدکنندگان اصلی در اوپک است و دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان را دارد. با وجود تحریم‌های آمریکا، تولید نفت ایران در ماه‌های اخیر به حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده و بخش عمده صادرات آن راهی چین می‌شود.
با این حال، اهمیت ایران تنها به حجم تولیدش محدود نیست. موقعیت جغرافیایی این کشور و اشراف آن بر تنگه هرمز، به تهران ابزاری راهبردی داده که می‌تواند معادلات بازار جهانی انرژی را تغییر دهد.

آینده نفت با آغاز تنش‌ها

واکنش بازیگران بزرگ؛ آمریکا، چین و اروپا

آمریکا، به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان، درکوتاه‌مدت می‌تواند بخشی از خلأ عرضه را از طریق افزایش صادرات شیل جبران کند. با این حال، زیرساخت‌های صادراتی آمریکا محدودیت‌هایی دارد و افزایش سریع تولید نیازمند زمان و سرمایه‌گذاری است. در عین حال، واشنگتن ممکن است برای آرام‌سازی بازار، به آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت متوسل شود؛ اقدامی که پیش‌تر در بحران اوکراین نیز تجربه شد. چین و کشورهای اروپایی، به عنوان واردکنندگان عمده انرژی، بیشترین آسیب را از جهش قیمت‌ها خواهند دید. افزایش بهای نفت، به‌ویژه در شرایط شکننده اقتصاد جهانی، می‌تواند موج تازه‌ای از تورم را رقم بزند و سیاست‌های انقباضی بانک‌های مرکزی را پیچیده‌تر کند.

افزایش قیمت نفت تنها به بازار انرژی محدود نمی‌شود. بهای بالاتر سوخت، هزینه حمل‌ونقل، تولید و مواد اولیه را افزایش می‌دهد و در نهایت به رشد سطح عمومی قیمت‌ها منجر می‌شود. تجربه شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ نشان داد که ترکیب جنگ و جهش انرژی می‌تواند اقتصاد جهانی را وارد دوره‌ای از «رکود تورمی» کند. اکنون نیز برخی اقتصاددانان هشدار می‌دهند که اگر درگیری اسرائیل و ایران و آمریکا به جنگی طولانی‌مدت تبدیل شود، رشد اقتصادی جهان به‌طور محسوسی کاهش خواهد یافت. بازارهای سهام ممکن است تحت فشار قرار گیرند، در حالی که دارایی‌های امن مانند طلا و دلار تقویت شوند.

سناریوهای پیش‌رو بازار نفت 

آینده قیمت‌ها به‌شدت و دامنه درگیری بستگی دارد. سه سناریوی اصلی قابل تصور است: 

  • درگیری محدود و کوتاه‌مدت: در این حالت، جهش اولیه قیمت‌ها پس از چند روز فروکش می‌کند و بخشی از حق بیمه ریسک تخلیه می‌شود.
  • گسترش منطقه‌ای بدون انسداد هرمز: قیمت‌ها در سطوح بالا تثبیت می‌شوند و دامنه نوسان افزایش می‌یابد.
  • اختلال جدی در تنگه هرمز: نفت می‌تواند به سرعت وارد کانال‌های قیمتی بسیار بالاتر شود و رکوردهای جدیدی ثبت کند.

با توجه به‌شدت و دامنه درگیری‌ها، احتمال می‌رود بازار ترکیبی از سناریوی دوم و سوم را در نظر می گیرد و به همین دلیل باید منتظر نوسانات شدیدی در بهای طلای سیاه بود.

واقعیت این است که در لحظات بحرانی، نفت بیش از هر کالای دیگری به ابزار سیاست تبدیل می‌شود. حمله اسرائیل به تهران، صرفاً یک رویداد نظامی نیست. این رخداد، معادلات انرژی، بودجه دولت‌ها، تورم جهانی و حتی سیاست‌های پولی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. هر موشک شلیک‌شده، می‌تواند چند دلار به بهای هر بشکه نفت بیفزاید. در نهایت، آنچه مسیر آینده قیمت‌ها را تعیین خواهد کرد، نه صرفاً میزان خسارات فیزیکی، بلکه تصمیمات سیاسی بازیگران اصلی است. اگر کانال‌های دیپلماتیک فعال شوند و دامنه درگیری مهار شود، بازار به‌تدریج به تعادل بازمی‌گردد. اما در صورت تشدید تنش‌ها، طلای سیاه ممکن است وارد دوره‌ای از جهش‌های پی‌درپی شود. جهش‌هایی که پیامدهای آن فراتر از بازار انرژی خواهد بود و اقتصاد جهانی را با آزمونی تازه روبه‌رو خواهد کرد.

پیامدهای احتمالی

در صورت جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، افزایش قیمت بنزین و انرژی در آمریکا و اروپا تقریباً قطعی خواهد بود. این موضوع می‌تواند رشد اقتصادی را کند کرده و فشار معیشتی بر خانوارها را تشدید کند. تحلیلگران معتقدند دولت آمریکا نیز تمایلی به تشدید بحرانی که مستقیماً بر قیمت سوخت و فضای سیاسی داخلی تأثیر می‌گذارد، ندارد.
با این حال، اگر درگیری‌ها گسترش یابد یا زیرساخت‌های نفتی ایران هدف قرار گیرد، احتمال واکنش تندتر تهران و بی‌ثباتی بیشتر در منطقه افزایش خواهد یافت.