تعریف جدید شهر و جابهجایی در رتبهبندی جمعیتی
آخرین دادههای منتشرشده از سوی سازمان ملل متحد نشان میدهد تعریف سنتی «شهر» دیگر پاسخگوی واقعیتهای جمعیتی امروز نیست. با لحاظکردن گسترش افقی و پیوستگی سکونتگاههای شهری، جاکارتا با جمعیتی نزدیک به ۴۰ میلیون نفر به پرجمعیتترین کلانشهر جهان تبدیل شده و داکا نیز از توکیو پیشی گرفته است. این تحولات، بیانگر شتاب کمسابقه شهرنشینی در آسیا، بهویژه در کشورهای با درآمد متوسط است. روندی که چهره اقتصادی و اجتماعی این قاره را بهطور بنیادین دگرگون میکند.
شهرنشینی؛ فرصت اقتصادی یا ریسک ساختاری
در تئوری، مهاجرت به شهرها باید به افزایش بهرهوری، دسترسی بهتر به بازار کار و بهبود رفاه خانوارها منجر شود. برای بسیاری از مهاجران، شهرها دروازه ورود به اقتصاد مدرن هستند. با این حال، زمانی که بازار کار شهری بهدرستی عمل نکند و زیرساختهای نهادی همگام با رشد جمعیت توسعه نیابد. همین فرصت میتواند به ریسک ساختاری تبدیل شود و چرخهای از فقر و نابرابری را بازتولید کند.
ازدحام، آلودگی و تله فقر شهری
واقعیت میدانی در شهرهایی مانند جاکارتا، داکا و دهلی نشان میدهد ازدحام مزمن، آلودگی هوا و قفلشدگی ترافیک به سطوحی رسیده که بهرهوری اقتصادی را بهطور جدی تضعیف می کند. هزینههای بالای رفتوآمد، اتلاف زمان نیروی کار و فشار بر خدمات عمومی،کیفیت زندگی را کاهش میدهد. در مواردی به شکلگیری «تله فقر شهری» نیز منجر میشود. وضعیتی که در آن شهر بهجای سکوی جهش اقتصادی، به مانعی برای رشد تبدیل میشود.
ریشه بحران؛ چندپارگی حکمرانی شهری
برخلاف تصور رایج، مشکل اصلی این کلانشهرها کمبود پروژههای عمرانی یا سرمایهگذاری نیست. ریشه بحران در چندپارگی نهادی و نبود هماهنگی مؤثر میان نهادهای محلی، منطقهای و ملی نهفته است. اداره یک پهنه شهری با دهها میلیون جمعیت توسط نهادهای متعدد و بعضاً متعارض، تصمیمگیری یکپارچه را دشوار کرده و اجرای سیاستهای کارآمد را با اختلال مواجه میسازد.
الگوهای موفق؛ توکیو و شانگهای
در مقابل، تجربه شهرهایی مانند توکیو و شانگهای نشان میدهد حکمرانی منسجم میتواند حتی ابرشهرهای بسیار بزرگ را کارآمد و قابلزیست نگه دارد. تمرکز اختیارات کلیدی، تفکیک شفاف مسئولیتها و هماهنگی نهادی میان سطوح مختلف اداره شهر، امکان برنامهریزی بلندمدت و مدیریت مؤثر خدمات عمومی را فراهم میکند. شبکه حملونقل یکپارچه و سیاستگذاری هماهنگ شهری، از مهمترین نتایج این رویکرد است.
حکمرانی، پیششرط توسعه پایدار شهری
بیتردید، توکیو از نظر سطح درآمد با دیگر کلانشهرهای آسیایی قابل مقایسه نیست. زمانی که جمعیت آن در سال ۱۹۶۵ به ۲۰ میلیون نفر رسید، تولید ناخالص داخلی سرانه ژاپن (به قیمتهای ۲۰۱۱) حدود ۹۵۰۰ دلار بود؛ رقمی که داکا تنها در سال ۲۰۰۹ به آن سطح جمعیتی رسید، آن هم با درآمد سرانهای نزدیک به ۱۹۰۰ دلار.
با این حال، بهبود زیستپذیری کلانشهرهای آسیایی الزاماً به سرمایهگذاریهای عظیم نیاز ندارد. نقطه آغاز، اصلاح ساختارهای قدرت و حکمرانی شهری است مسئلهای که از نظر سیاسی دشوارتر از اجرای پروژههای پرهزینه است. اما بازده بالقوه آن میتواند به همان اندازه «کلان» باشد.
