20251213

شکست راهبرد جریان اصلی اروپا در برابر پوپولیسم

اکونومیست در شماره ۱۳ دسامبر ۲۰۲۵ خود، با عنوان «Europe’s Populist Right» به بررسی خیزش فزاینده جریان راست پوپولیست در اروپا می‌پردازد. جریانی که از موقعیت اعتراضی و حاشیه‌ای، به بازیگری تعیین‌کننده در ساختار قدرت سیاسی نزدیک می شود. این مقاله، با تمرکز بر سه کشور بریتانیا، آلمان و فرانسه، می‌کوشد نشان دهد چرا واکنش سیاستمداران جریان اصلی—به‌ویژه اتکا به هشدارهای اغراق‌آمیز و هراس آفرینی—نه‌تنها در مهار این جریان ناکام مانده، بلکه در مواردی به تقویت آن انجامیده است.

بحران مشروعیت رهبران جریان اصلی در اروپا

برای سیاستمداران میانه‌رویی که امروز سکان سه اقتصاد بزرگ اروپای غربی—بریتانیا، فرانسه و آلمان—را در دست دارند، شرایط به‌طور فزاینده‌ای دشوار است. هر سه کشور با رکود سطح زندگی، کاهش قدرت جهانی و نارضایتی عمومی مواجه‌اند. هم‌زمان، رقبای آن‌ها از جناح راست پوپولیست در حال قدرت‌گیری هستند. از بریتانیا و فرانسه گرفته تا آلمان، جایی که حتی حزب آلترناتیو آلمان (AfD) ممکن است در انتخابات ایالتی آینده به پیروزی برسد. در این میان، ایالات متحده(متحد کلیدی اروپا) نیز با لحنی تند هشدار می دهد که سیاست‌های کنونی اروپا را به سمت «زوال تمدنی» سوق می‌دهد.

چرا هشدارهای هراس آفرینی کار نمی‌کنند؟

نخست آنکه، این هشدارها اغلب به‌عنوان پوششی برای ناکامی‌های سیاست‌گذاری تلقی می‌شوند.
در بریتانیا، پس از بیش از یک دهه رشد ضعیف، دولت کارگر با افزایش هزینه‌های رفاهی و رکورد مالیات‌ستانی مواجه است، بی‌آنکه نشانه‌ای روشن از بازگشت رشد پایدار دیده شود. فرانسه نیز، اصلاحات بازنشستگی کنار گذاشته شده و بی‌ثباتی سیاسی، فرآیند بودجه‌ریزی را به بحرانی مزمن بدل کرده است. آلمان نیز وعده‌های اصلاحی دولت به نتایجی محدود انجامیده و اقتصاد صنعتی کشور زیر فشار رکود و رقابت جهانی قرار دارد.

دوم آنکه، تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد پیروزی راست پوپولیست الزاماً به فروپاشی فوری نهادهای دموکراتیک نمی‌انجامد. دولت جورجیا ملونی در ایتالیا—علی‌رغم نگرانی‌های اولیه—عمدتاً در چارچوب سیاست‌گذاری متعارف عمل کرده است. شوراهای محلی حزب Reform در بریتانیا نیز رفتاری عادی داشته‌اند. این واقعیت‌ها، روایت «پایان دموکراسی» را از نظر رأی‌دهندگان کم‌اعتبار می‌سازد.

جایگزین هراس چیست؟

راه مؤثر مقابله با راست پوپولیست، مواجهه انتقادی به‌جای طرد کامل است. این به‌معنای بررسی دقیق برنامه‌ها، برجسته‌سازی تناقض‌های اقتصادی، و نشان دادن هزینه‌های واقعی سیاست‌های پیشنهادی است.

تا زمانی که دولت‌ها نتوانند پاسخ‌هایی ملموس به دغدغه‌های اصلی شهروندان—از رشد اقتصادی و بهره‌وری تا مسکن، دستمزد و عدالت مالیاتی—ارائه دهند، هشدار درباره «خطر پوپولیسم» تأثیر اقناعی نخواهد داشت.

از طرد رسمی تا عادی‌سازی تدریجی با راست پوپولیست

با افزایش وزن پوپولیست‌ها در نظرسنجی‌ها، نخبگان سیاسی و اقتصادی اروپا به‌تدریج در حال عادی‌سازی روابط با آن‌ها هستند. رهبران احزاب پوپولیست با فعالان اقتصادی دیدار می‌کنند، سیاستمداران جریان اصلی به آن‌ها می‌پیوندند و تنها در آلمان است که همکاری رسمی با AfD همچنان خط قرمز محسوب می‌شود.

این تناقض—طرد اخلاقی در سطح گفتار و تعامل عملی در پشت صحنه—راهبرد شیطان‌سازی را بیش از پیش بی‌اثر کرده است. وقتی سیاستمداران بخش بزرگی از رأی‌دهندگان را «ناآگاه» یا «متعصب» می‌خوانند، خود به‌عنوان نیروهایی متکبر و جداافتاده از واقعیت اجتماعی جلوه می‌کنند.

پوپولیست‌ها چه می‌گویند و کجا آسیب‌پذیرند؟

راست پوپولیست در حوزه اقتصاد بر کاهش مقررات، مالیات کمتر، دولت کوچک‌تر و نقش پررنگ فناوری تأکید می‌کند؛ شعارهایی که برای بخش خصوصی جذاب است. اما این تنها نیمی از واقعیت است.

در اقتصادهای بزرگی چون فرانسه و آلمان، یکپارچگی اقتصادی اروپا مهم‌ترین موتور رشد محسوب می‌شود. درحالی‌که پوپولیست‌ها با اتحادیه اروپا در مسیر تقابل حرکت می‌کنند؛ مسیری که می‌تواند بازار واحد را تضعیف و رشد را محدود کند. افزون بر آن، وعده‌های مالی این جریان‌ها اغلب یا غیرواقع‌بینانه‌اند یا فاقد جزئیات اجرایی. تجربه نشان می‌دهد کوچک‌سازی دولت بسیار پیچیده‌تر از شعارهای انتخاباتی است.

در حوزه مهاجرت، پوپولیست‌ها از نارضایتی عموم مردم بهره می‌برند، اما داده‌ها نشان می‌دهد موج مهاجرت قانونی فروکش کرده و مهاجرت غیرقانونی نیز کاهش یافته است. در مقابل، ادبیات خشن و طردکننده آن‌ها اغلب به بیگانه‌هراسی آشکار پهلو می‌زند.

نگران‌کننده‌تر از همه، ضعف این جریان‌ها در سیاست خارجی است. در شرایطی که آمریکا تمایل کمتری به رهبری امنیت اروپا دارد، تضعیف اتحاد اروپایی و مماشات با قدرت‌هایی چون روسیه و چین، می‌تواند به تهدیدی راهبردی بدل شود.

بریتانیا صعود حزب Reform و فروپاشی اعتماد حزب محافظه‌کاران

در بریتانیا، حزب Reform UK به رهبری نایجل فاراژ، از یک جریان حاشیه‌ای به مدعی جدی قدرت بدل شده است. هرچند این حزب در انتخابات سراسری اخیر تنها چند کرسی به دست آورد، اما در نظرسنجی‌ها به یکی از محبوب‌ترین نیروهای سیاسی کشور تبدیل شد.

تحلیل داده‌های «مطالعه انتخابات بریتانیا» نشان می‌دهد که رشد Reform بیش از آنکه حاصل جذابیت برنامه‌ای آن باشد، نتیجه انتقال رأی‌دهندگان ناامید حزب محافظه‌کار است. پس از بیش از یک دهه حکمرانی با رشد ضعیف، بحران مسکن و افت خدمات عمومی، محافظه‌کاران سرمایه اعتماد خود را از دست داده‌اند.

هشدارهای دولت درباره تهدید Reform برای «ماهیت ملی بریتانیا» نیز نتوانسته این روند را معکوس کند؛ چراکه برای رأی‌دهندگان، ناکارآمدی اقتصادی دولت ملموس‌تر از خطرات انتزاعی آینده است.

آلمان با حزب AfD در مواجهه با اختلافات سیاسی

در آلمان، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) برخلاف بسیاری از همتایان اروپایی خود، هم‌زمان با رشد محبوبیت، از تعدیل مواضع رادیکال پرهیز کرده است. این حزب اکنون در برخی ایالت‌ها پیشتاز نظرسنجی‌هاست و از سوی نهادهای اطلاعاتی به‌عنوان جریانی افراطی طبقه‌بندی می‌شود.

AfD برنامه‌ای متناقض ارائه می‌دهد: از یک‌سو لیبرالیسم اقتصادی ضد اتحادیه اروپا و وعده کاهش مالیات‌ها، و از سوی دیگر پوپولیسم رفاهی با افزایش چشمگیر مستمری‌ها. برآوردها نشان می‌دهد اجرای هم‌زمان این وعده‌ها می‌تواند کسری بودجه را به‌طور معناداری افزایش دهد.

جریان اصلی سیاست آلمان با ایجاد «دیوار حائل» هرگونه همکاری با AfD را رد کرده است. اما هرچه وزن این حزب افزایش می‌یابد، حفظ این قرنطینه دشوارتر می‌شود و خطر بی‌ثباتی ائتلاف‌های حکومتی را افزایش می‌دهد.

فرانسه، عادی‌سازی راست افراطی و پایان رأی شرم‌آور

در فرانسه، حزب اجتماع ملی (RN) به رهبری مارین لوپن و ژوردن باردلا، از یک جریان مطرود به محبوب‌ترین حزب کشور تبدیل شده است. این حزب نه‌تنها جایگزین جمهوری‌خواهان سنتی شد، بلکه شانس واقعی برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو دارد.

پایگاه رأی RN به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرده است. رأی‌دهندگان طبقه متوسط، تحصیل‌کردگان و سالمندان بیش از گذشته به این حزب گرایش یافته‌اند. رأی به اجتماع ملی(راست افراطی) دیگر کنشی اعتراضی یا پنهانی نیست، بلکه به انتخابی عادی در سیاست فرانسه بدل شده است.

اگرچه RN دیگر از خروج فرانسه از اتحادیه اروپا سخن نمی‌گوید، اما مواضع آن درباره بازار واحد، ناسیونالیسم اقتصادی و سیاست خارجی—به‌ویژه در قبال اوکراین و ناتو—می‌تواند پیامدهای جدی برای رشد اقتصادی و جایگاه بین‌المللی فرانسه داشته باشد.

آزمون بلوغ دموکراتیک اروپا

انتخابات ملی در بریتانیا، فرانسه و آلمان هنوز پیش روست و معادلات می‌توانند تغییر کنند. اما اگر جریان اصلی سیاست این زمان را صرف هراس‌آفرینی پرهیاهو کند، نه‌تنها به ترمیم اعتماد عمومی کمکی نخواهد کرد، بلکه راه را برای پیروزی رقبایش هموارتر می‌سازد.

مهار راست پوپولیست نه از مسیر طرد اخلاقی، بلکه از راه پاسخ‌گویی اقتصادی، کارآمدی حکمرانی و نقد شفاف و دموکراتیک برنامه‌ها ممکن است. آینده سیاست دموکراتیک در اروپا، بیش از هر چیز، به توان دولت‌ها در حل مسائل واقعی—رشد، بهره‌وری، اشتغال و عدالت اقتصادی—گره می خورد.

منبع : The Economist official site – Can anyone stop Europe’s populist right

20251213