گامی محتاطانه بهسوی تکنرخی شدن ارز
در روزهای اخیر، بازار ارز ایران شاهد تحول قابلتوجهی است. بهطوریکه فاصله میان نرخ دلار در بازار آزاد و نرخ دلار توافقی در تالار دوم مرکز مبادله به کمترین سطح خود در ماههای گذشته رسیده است. بر اساس دادههای معاملاتی، اختلاف این دو نرخ به حدود ۱۳۱ تا ۱۳۵ تومان محدود می شود، فاصلهای که نشانهای از حرکت تدریجی به سمت تکنرخی شدن ارز تلقی میشود. این تحول، اگرچه در ظاهر عددی کوچک به نظر میرسد، اما از منظر اقتصادی میتواند پیامدهای مهمی برای بازار سرمایه، تجارت خارجی و سیاستگذاری کلان کشور به همراه داشته باشد.
اهمیت کاهش شکاف ارزی در اقتصاد ایران
وجود چند نرخ ارز همواره یکی از چالشهای ساختاری اقتصاد ایران بوده است. شکاف میان نرخهای مختلف، علاوه بر ایجاد رانت و ناکارآمدی در تخصیص منابع، شفافیت فعالیتهای تجاری و مالی را کاهش می دهد و تصمیمگیری فعالان اقتصادی را دشوار می کند. از این رو، نزدیک شدن نرخ دلار بازار آزاد و توافقی را میتوان سیگنالی مثبت برای کاهش نااطمینانی و بهبود انتظارات بازار دانست.
کاهش فاصله نرخها نشان میدهد که سازوکار عرضه و تقاضا در تالار دوم مرکز مبادله تا حدی توانسته به واقعیتهای بازار آزاد نزدیک شود. موضوعی که در صورت تداوم، میتواند نقش این بازار رسمی را در کشف قیمت تقویت کند.
پیامدهای احتمالی برای بازار سرمایه
یکی از نخستین بخشهایی که از همگرایی نرخهای ارزی تأثیر میپذیرد، بازار سرمایه است. کاهش شکاف ارزی معمولاً به کاهش ریسکهای سیاستی و افزایش قابلیت پیشبینی سودآوری شرکتها منجر میشود. شرکتهای صادراتمحور، بهویژه در صنایع پتروشیمی، فلزات اساسی و معدنی، در فضایی با نرخ ارز شفافتر میتوانند برنامهریزی دقیقتری برای فروش و سرمایهگذاری داشته باشند.
از سوی دیگر، تکنرخی شدن ارز میتواند به بهبود کیفیت سود شرکتها و کاهش سودهای غیرعملیاتی ناشی از تسعیر ارز منجر شود؛ عاملی که در بلندمدت به تعمیق بازار سرمایه و افزایش اعتماد سرمایهگذاران کمک میکند.
تأثیر بر تجارت خارجی؛ صادرات و واردات
نزدیک شدن نرخ دلار آزاد و توافقی، از منظر تجارت بینالملل نیز حائز اهمیت است. در چنین شرایطی، انگیزههای رانتی در واردات کاهش می یابد و در مقابل، صادرات بهواسطه شفافتر شدن نرخ تسعیر دلار میتواند جذابتر شود. کاهش چندنرخی بودن دلار، هزینههای مبادله را پایین می آورد و امکان برنامهریزی بلندمدت را برای صادرکنندگان و واردکنندگان فراهم میکند.
علاوه بر این، شفافیت بیشتر در نرخ ارز میتواند به کاهش تخلفات تجاری و بهبود جایگاه ایران در تعاملات اقتصادی بینالمللی منجر شود؛ موضوعی که بهویژه در شرایط محدودیتهای خارجی، اهمیت مضاعفی دارد.
الزامات تحقق پایدار تکنرخی شدن ارز
با وجود نشانههای مثبت اخیر، بسیاری از اقتصاددانان تأکید دارند که تکنرخی شدن پایدار ارز صرفاً با نزدیک شدن مقطعی نرخها محقق نمیشود. پایداری این روند نیازمند مجموعهای از پیششرطهای اساسی است که از جمله مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ثبات سیاستهای ارزی و پولی
نوسانات مکرر در سیاستگذاری، یکی از عوامل اصلی بازگشت شکافهای ارزی در گذشته بوده است. بدون چارچوبی شفاف و قابل پیشبینی، همگرایی نرخها میتواند موقتی باشد.
ذخایر ارزی کافی و مدیریتشده
توان مداخله هدفمند بانک مرکزی در بازار ارز، تا حد زیادی به سطح و دسترسی به ذخایر ارزی وابستگی دارد. ذخایر قوی، پشتوانه اصلی اعتماد بازار محسوب میشود.
اصلاحات ساختاری در اقتصاد
تکنرخی شدن ارز بدون اصلاح نظام بودجهای، کاهش کسری بودجه مزمن و بهبود بهرهوری اقتصاد، دوام نخواهد داشت. تجربههای پیشین نشان میدهد که فشارهای تورمی و عدم تعادلهای کلان میتواند بهسرعت شکاف ارزی را بازتولید کند.
چشم انداز و توصیههای اقتصادی
نزدیک شدن نرخ دلار بازار آزاد و توافقی در تالار دوم مرکز مبادله را میتوان گامی مثبت اما محتاطانه در مسیر اصلاح نظام ارزی کشور دانست. این تحول، در صورت تداوم، میتواند به رونق بازار سرمایه، بهبود شرایط صادرات، کاهش واردات غیرضرور و افزایش شفافیت در تجارت بینالملل منجر شود.
با این حال، تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد که تلاش برای تکنرخی کردن ارز بدون اتکا به اصول بازار و اصلاحات ساختاری، اغلب نتایجی کوتاهمدت به همراه داشته است. از این رو، توصیه میشود سیاستگذاران ضمن حفظ انضباط پولی و ارزی، بر تقویت اعتماد بازار و اصلاح ریشهای ناترازیهای اقتصادی تمرکز کنند. تنها در چنین شرایطی است که همگرایی نرخهای ارزی میتواند به یک دستاورد پایدار و مؤثر برای اقتصاد کشور تبدیل شود.
